با عرض سلام .........
خيلي بي مقدمه است ولي آخر شب موزيك ايراني ........ بلاخره نتيجه اين شد.....
ترانه خواننده شاعر آهنگ دستگاه
زمن نگارم شجريان بهار درويش خان ماهور
بت چين مرضيه شيدا اص�هان
دل بردی از شجريان ص�ای اص�هانی ابوعطا
غم عشق شجريان شيدا شيدا سه گاه
مرغ Ø³ØØ± شجريان بهار Ù†ÛŒ داوود ماهور
به سكوت .... شجريان جواد آذر ماهور
سيمين بری شيبانی ابراهيم ص�ايی شيبانی اص�هان
بت چين شجريان شيدا اص�هان
آمان ، آمان شجريان عار� عار� شور
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
٠« ز من نگارم » استاد شجريان، شعر از مرØÙˆÙ… استاد بهار، دستگاه ماهور
زمن نگارم عزيزم خبر ندارد ØŒ به ØØ§Ù„ زارم عزيزم خبر ندارد
خبر ندارم من از دل خود
( دل من از من عزيزم خبر ندارد )۲
( كجا رود دل عزيز من آخ كه دلبرش نيست ) ۲
( كجا پرد مرغ عزيزم كه پر ندارد )۲
( امان از اين عشق عزيز من آخ �غان از اين عشق )۲
(كه غير خون� جگر ندارد )۲
همه سياهی ØŒ همه تباهی ØŒ مگر شب ما Ø³ØØ± ندارد
بهار مضطر عزيز من ، آخ، منال� ديگــــــر
كه آه و زاری اتر ندارد ، جز انتظار و جز استقامت
وطن علاج دگـــر ندارد
زهر هر دو سر بر سرش بكوبد ، كسی كه تيغ دو سر ندارد
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
ای بت چين « استاد مرضيه ، دستگاه اص�هان ، وزن ۶/۸ ـــــ
ای بت چين، ای بت چين، ای بت چين ای صنم
لاله رÙ�Ø® Ùˆ ØÙˆØ± وش، زهـره جبـين ØŒ ای صنـــم
من از تو دوری نتوانم دگر ، وزتو صبوری نتوانم دگر ، عزيز دلم
زل� � به رخساره (چو ا�شان كنی )۳
ØØ§Ù„ت جمــعی را ( پريشــان كنی )Û³ ØŒ وای به ØØ§Ù„ دل شيدا، دل شيدای من
من ازتو دوری نتوانم دگر ، وزتو صبوری نتوانم دگر ، عزيز دلم
هر كه تو را ديده، تورا ديده زخود دل بريد
ر�ته ز خود تا كه ر�خَت را و ر�خَت را بديد
من ازتو دوری نتوانم دگر ، وزتو صبوری نتوانم دگر ، عزيز دلم
تير غمت، چون به( دل� ما رسيد)۳
همچو بگ�تم كه ( همه كس شنيد)۳
وای به ØØ§Ù„ دل شيدا، دل شيدای من
من ازتو دوری نتوانم دگر ، وزتو صبوری نتوانم دگر، عزيـــز دلـــم
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
دل بردی از من به يغما « استاد شجريان ، دستگاه ابوعطا
( دل بـردی از مـن به يغـما)۲ ، ( ای ترك غارتگر من ) ۲
( ديدی چه آوردی ای دوسـت )۲ ، (از دسـت دل بر سـر من )۲
عشـق تو در دل نـهان شد ، ( دل زار و تن ناتوان شد) ۲ ، ر�تی چو تير و كمان شد
( از بـار� غــم پيكر من ) ۲
بــارÙ� غــمÙ� عشــقÙ� اورا گردون نيارد تØÙ…لّ
بارÙ� غمÙ� عشقÙ� اورا گردون نيارد تØÙ…لّ ØŒ چون Ù…ÛŒ تواند كشيدن، این پيكر لاغر من
می سوزم از اشتياقت،در آتشم از �راقت ، كانون من سينه من، سودای من آذر من
اول دلم را ص�ا داد آيينه اش را جلا داد
(آخر به باد �نا داد)،۲ عشق تو خاكستر من ، عشــــق تــــو خـــاكســــتر مــــــــــن
ــــــــــ » ای كه به پيش قامتت« ــــــــــ
ای كه به پيش قامتت، سرو چمن خجل شده ، آخ خدا، آخ جانم يار
سوسن و گل به پيش تو بنده من�عل شده ، آخ خدا، آخ جانم يار
تا به كی از عشقت گدازم، در عشقت سوزم و بسازم ، ای صنم سوزم و بسازم
در عشقت ، سوزم ای، نگارا ، خدا را، تو كم كن ، ج�ا را
تكرار
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
از غم عشقت ...... استاد شجريان، دستگاه سه گاه
(از غــم عشقت) ۲ ، (دل شيدا شكست) ۲
(شيشهء می در) ۲ ، (شب يلدا شكست )۲
(از بس كه زدم ) ۲ ، (ريگ بيابان به ك�) ۲
(خار مغيلان )۲ ، (همه در پا شكست )۲
تكرار
از غم عشق تو ای صنم
از غم عشق تو ای صنم
از غم عشق تو ای صنم (روز و شب ناله ها می كنم من )۲
وز قد و قامتت هر زمان
وز قد و قامتت هر زمان (صـد قيامت به پا می كـنم من )۲
دست و بر زل� تو می زنم ، می زنم (روز خود را سيه می كنم من)۲
گربه �لك می رسد گربه �لك می رسد، آه من از غمت
(چشم تو دل می برد، دلربا يار)۲
با من شيدا نشين
با من شيدا نشين، ØØ§Ù„ نزارم ببين ØŒ بيش از این بد مكن (Ù�تنه به كارم مكن، دلربا يار)Û²
آيين ÙˆÙ�ا ومهربانی ØŒ آيين ÙˆÙ�ا Ùˆ مهربانی Ø› در شهر شما مگر نباشد؛ ØØ¨ÙŠØ¨Ù…
سر كوی تو تا چند آيم و ش�ـم
ز وصلت بينوا چند آيم شـ�م ، سركويت برای ديدن تو ،
نترسی از خدا چند آيم و شــ�م
صبر و بر جور تو (می كنم من)۲ روز خود را سيه می كنم من،
عمر خود را تبه می كنم من
صبر و بر جور تو ( می كنم من)۲ روزخود را سيه می كنم من ،
(عمر خود را تبه می كنم من )۲
و در آخر مرا ببوس
خيلي بي مقدمه است ولي آخر شب موزيك ايراني ........ بلاخره نتيجه اين شد.....
ترانه خواننده شاعر آهنگ دستگاه
زمن نگارم شجريان بهار درويش خان ماهور
بت چين مرضيه شيدا اص�هان
دل بردی از شجريان ص�ای اص�هانی ابوعطا
غم عشق شجريان شيدا شيدا سه گاه
مرغ Ø³ØØ± شجريان بهار Ù†ÛŒ داوود ماهور
به سكوت .... شجريان جواد آذر ماهور
سيمين بری شيبانی ابراهيم ص�ايی شيبانی اص�هان
بت چين شجريان شيدا اص�هان
آمان ، آمان شجريان عار� عار� شور
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
٠« ز من نگارم » استاد شجريان، شعر از مرØÙˆÙ… استاد بهار، دستگاه ماهور
زمن نگارم عزيزم خبر ندارد ØŒ به ØØ§Ù„ زارم عزيزم خبر ندارد
خبر ندارم من از دل خود
( دل من از من عزيزم خبر ندارد )۲
( كجا رود دل عزيز من آخ كه دلبرش نيست ) ۲
( كجا پرد مرغ عزيزم كه پر ندارد )۲
( امان از اين عشق عزيز من آخ �غان از اين عشق )۲
(كه غير خون� جگر ندارد )۲
همه سياهی ØŒ همه تباهی ØŒ مگر شب ما Ø³ØØ± ندارد
بهار مضطر عزيز من ، آخ، منال� ديگــــــر
كه آه و زاری اتر ندارد ، جز انتظار و جز استقامت
وطن علاج دگـــر ندارد
زهر هر دو سر بر سرش بكوبد ، كسی كه تيغ دو سر ندارد
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
ای بت چين « استاد مرضيه ، دستگاه اص�هان ، وزن ۶/۸ ـــــ
ای بت چين، ای بت چين، ای بت چين ای صنم
لاله رÙ�Ø® Ùˆ ØÙˆØ± وش، زهـره جبـين ØŒ ای صنـــم
من از تو دوری نتوانم دگر ، وزتو صبوری نتوانم دگر ، عزيز دلم
زل� � به رخساره (چو ا�شان كنی )۳
ØØ§Ù„ت جمــعی را ( پريشــان كنی )Û³ ØŒ وای به ØØ§Ù„ دل شيدا، دل شيدای من
من ازتو دوری نتوانم دگر ، وزتو صبوری نتوانم دگر ، عزيز دلم
هر كه تو را ديده، تورا ديده زخود دل بريد
ر�ته ز خود تا كه ر�خَت را و ر�خَت را بديد
من ازتو دوری نتوانم دگر ، وزتو صبوری نتوانم دگر ، عزيز دلم
تير غمت، چون به( دل� ما رسيد)۳
همچو بگ�تم كه ( همه كس شنيد)۳
وای به ØØ§Ù„ دل شيدا، دل شيدای من
من ازتو دوری نتوانم دگر ، وزتو صبوری نتوانم دگر، عزيـــز دلـــم
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
دل بردی از من به يغما « استاد شجريان ، دستگاه ابوعطا
( دل بـردی از مـن به يغـما)۲ ، ( ای ترك غارتگر من ) ۲
( ديدی چه آوردی ای دوسـت )۲ ، (از دسـت دل بر سـر من )۲
عشـق تو در دل نـهان شد ، ( دل زار و تن ناتوان شد) ۲ ، ر�تی چو تير و كمان شد
( از بـار� غــم پيكر من ) ۲
بــارÙ� غــمÙ� عشــقÙ� اورا گردون نيارد تØÙ…لّ
بارÙ� غمÙ� عشقÙ� اورا گردون نيارد تØÙ…لّ ØŒ چون Ù…ÛŒ تواند كشيدن، این پيكر لاغر من
می سوزم از اشتياقت،در آتشم از �راقت ، كانون من سينه من، سودای من آذر من
اول دلم را ص�ا داد آيينه اش را جلا داد
(آخر به باد �نا داد)،۲ عشق تو خاكستر من ، عشــــق تــــو خـــاكســــتر مــــــــــن
ــــــــــ » ای كه به پيش قامتت« ــــــــــ
ای كه به پيش قامتت، سرو چمن خجل شده ، آخ خدا، آخ جانم يار
سوسن و گل به پيش تو بنده من�عل شده ، آخ خدا، آخ جانم يار
تا به كی از عشقت گدازم، در عشقت سوزم و بسازم ، ای صنم سوزم و بسازم
در عشقت ، سوزم ای، نگارا ، خدا را، تو كم كن ، ج�ا را
تكرار
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
از غم عشقت ...... استاد شجريان، دستگاه سه گاه
(از غــم عشقت) ۲ ، (دل شيدا شكست) ۲
(شيشهء می در) ۲ ، (شب يلدا شكست )۲
(از بس كه زدم ) ۲ ، (ريگ بيابان به ك�) ۲
(خار مغيلان )۲ ، (همه در پا شكست )۲
تكرار
از غم عشق تو ای صنم
از غم عشق تو ای صنم
از غم عشق تو ای صنم (روز و شب ناله ها می كنم من )۲
وز قد و قامتت هر زمان
وز قد و قامتت هر زمان (صـد قيامت به پا می كـنم من )۲
دست و بر زل� تو می زنم ، می زنم (روز خود را سيه می كنم من)۲
گربه �لك می رسد گربه �لك می رسد، آه من از غمت
(چشم تو دل می برد، دلربا يار)۲
با من شيدا نشين
با من شيدا نشين، ØØ§Ù„ نزارم ببين ØŒ بيش از این بد مكن (Ù�تنه به كارم مكن، دلربا يار)Û²
آيين ÙˆÙ�ا ومهربانی ØŒ آيين ÙˆÙ�ا Ùˆ مهربانی Ø› در شهر شما مگر نباشد؛ ØØ¨ÙŠØ¨Ù…
سر كوی تو تا چند آيم و ش�ـم
ز وصلت بينوا چند آيم شـ�م ، سركويت برای ديدن تو ،
نترسی از خدا چند آيم و شــ�م
صبر و بر جور تو (می كنم من)۲ روز خود را سيه می كنم من،
عمر خود را تبه می كنم من
صبر و بر جور تو ( می كنم من)۲ روزخود را سيه می كنم من ،
(عمر خود را تبه می كنم من )۲
و در آخر مرا ببوس
